ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

64

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

و نيشابور [ 1 ] ، شاد شابور ، بدان انديوشابور [ 2 ] ، شابور خواست ، بلاش شابور ، پيروز شابور ، نىشابور از ناحيت [ ابر ] شهرست [ به ] خراسان ، و آن را بنا شابور سپهبد كردست بگاه افريدون [ و ] دران خلافست ، توان بود كه زيادت عمارت كرد ، و نى [ 3 ] شابور از پارس است بشاور [ 3 ] خوانند ، شاد شابور از ناحيت ميسانست ، و نبطيان آن را ويها [ 4 ] خوانند ، پيروز شابور از ناحيت عراقست ، انبار خوانند ، ( 42 - آ ) به از انديو شابور [ 5 ] جنديوشابورست از خوزستان انديو نام انطاكيه است به زبان پهلوى به از انديو [ 6 ] ، يعنى از انطاكيه بهتر است و نهاد آن بر مثال عرصهء شطرنج نهادست ميان شهر اندر ، هشت راه اندر هشت ، و در آن وقت شطرنج نبود ، و ليكن شكلش بر آن سانست . و اكنون خراب است ، مقدار ديهى بجايست پراكنده ، و اندر آن وقت شهرها برسان چيزها كردندى چنانك شوش بر صورت بازى نهادند ، و شوشتر بر صورت اسبى ، و قلعهء طبرك بر صورت كژدم برين مثال و اكنون بر آن شكل بماندست . و هم به زمين پارس بدار الملك اصطخر بمرگ از جهان بيرون رفت و اللّه اعلم . پادشاهى هرمزد شابور دو سال بود بديگر روايت سالى و دو ماه گويد ، و مادرش كود [ 7 ] زاده بود ، و باردشير مانده [ 8 ] بود و ليكن ناتمام بود در كار پادشاهى ، دسكرة الملك او بنا كرد ، در عهد پدرش . و درين دو سال تمام گشت . و اندر جرير [ 9 ] گويد پدرش خراسان بوى داده بود ، پس گفتند سپاه همى سازد كه پادشاهى از پدر بستاند ، هرمزد دست خود ببريد و در سفطى پيش

--> [ ( 1 ) ] حمزه : و احداث مدنا منها : نىشابور ، بىشابور . ( سنى ص 34 ) [ ( 2 ) ] ص : به از انديوشابور و اين نام در اصل : ويه از انتبو شاه يوهر . يعنى شهرى بهتر از انطاكى از آن شاپور بوده . و همانست كه بعد جندىشاپور شده و اصل متن بايد : به از انديو شاپور باشد . [ ( 3 ) ] ص : بى شاپور از پارس است شاپور خوانند . حمزه : اما بىشابور فمدينة من مدن فارس و هو اسم الكوره ايضا و يختصر اسمه بالعربيه فيحذف اول كلمة منه و يقال له شابور ( سنى . ص 34 ) [ ( 4 ) ] حمزه : و بها بفتح اول . [ ( 5 ) ] متن : به ان انديوشاپور . [ ( 6 ) ] متن : نه آن انديو . [ ( 7 ) ] حمزه ، كرد زاد التى قد سار باسمها دستان مشهور ( سنى . ص 35 ) [ ( 8 ) ] ظ : ماننده . [ ( 9 ) ] يعنى اندر تاريخ محمد بن جرير .